46نبودن حج است؛ نه باطل بودن حج؛ زيرا چنين مسئلهاى از شرايط صحت حج نيست.
2. رابطه قبول و عدم قبول
بىشك، بدون رعايت آداب عبادت، رسيدن به حقيقت آن عبادت ممكن نيست و پروردگار نيز آن را نمىپذيرد. اگرچه ممكن است انجام دادن تكليفى، بدون آداب و شرايط آن، موجب اسقاط تكليف شود؛ ولى به اين معنا نيست كه خداوند هم آن عمل را پذيرفته است. ازاينرو بعضى شرايط، شرط قبولى عمل به حساب مىآيند؛ براى مثال خداوند در قرآن كريم، تقوا را يكى از شرايط قبولى قربانى فرزندان آدم بيان مىكند و مىفرمايد: ( إِنَّمٰا يَتَقَبَّلُ اللّٰهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ )؛ «خدا تنها از پرهيزكاران مىپذيرد». (مائده:27)
قرآن كريم درباره قربانى مىفرمايد: اين گوشت و خون نيست كه به خدا مىرسد. بلكه تقواى حاصل از قربانى، مورد نظر پروردگار است. خداوند مىفرمايد:
(لَنْ يَنٰالَ اللّٰهَ لُحُومُهٰا وَ لاٰ دِمٰاؤُهٰا وَ لٰكِنْ يَنٰالُهُ التَّقْوىٰ مِنْكُمْ ) (حج: 37)
نه گوشتهاى آنها و نه خونهاى آنها، هرگز به خدا نمىرسد. ولى آنچه به او مىرسد، پرهيزكارى شماست.
در روايات ائمه اطهار(عليهم السلام) يكى از شرايط قبولى حج، انجام دادن حج با مال حلال و طلب بخشايش از كسانى كه آبرويشان را با گفتار و رفتار نامناسب خود از بين بردهايم، بيان شده است؛ چنانكه رسول گرامى اسلام(ص) فرمود: