106 است و تقدير جمله، يكى از اين حالات است: يا تقدير آن جنس بعيد است؛ مانند آنكه گفته شود: « لا تشدّ الرحال إلى موضوع إلاّ الى ثلاثة مساجد »؛ «به هيچ مكانى بار سفر بسته نمىشود مگر به سوى سه مسجد» كه در اين صورت منع سفر به هر مكانى بهجز مستثنا ضرورى است كه در اين صورت، حتى سفر براى جهاد و تجارت و طلب روزى و علمآموزى و تفريح و غير آن نيز حرام خواهد بود! در حالى كه چنين نيست. (مقصود روايت اين نيست). يا تقدير آن جنس قريب است؛ مانند آنكه گفته شود: « لا تشدّ الرحال الى مسجد الا إلى ثلاثة مساجد »؛ «به هيچ مسجدى بار سفر بسته نمىشود مگر به سوى سه مسجد» كه همين صحيح است و در اين صورت، حديث، تنها ويژه منع سفر به مساجدِ دوردست است.
دليل ديگر براى جواز سفر كردن به منظور زيارت قبور، قول خليفه دوم است كه پس از فتح شام به كعبالاحبار گفت: اى كعب، نمىخواهى با ما به مدينه بيايى تا سيدالمرسلين را زيارت كنى؟ گفت: بله اى اميرالمؤمنين چنين مىكنم.
نيز بلال براى زيارت قبر پيامبر (ص) از شام به مدينه آمد، و اين در زمان خلافت عمر بود.
از قائلين به جواز، نووى و قسطلانى و غزالى هستند. خلاصه كلامِ غزالى در كتاب «احياء علوم الدين» پس از ذكر حديث «لا تشدّ الرحال» چنين است: برخى با اين حديث، به منع سفر براى زيارت مشاهد، استدلال كردهاند. براى من روشن است كه اينگونه نيست، بلكه در حديثِ « كنت نهيتكم عن زيارة القبور، ألا فزوروها » به زيارت قبور امر شده است. نهى حديث سابق، تنها شامل سفر به سوى غير از سه مسجد مذكور است؛ زيرا مساجد ديگر با هم برابرند و هيچ شهرى خالى از