93 رسولالله، همين صدقات مدينه و اطراف آن است و صدقات على و فاطمه(عليهما السلام)، بخشى از باغهاى افزوده شده در اطراف صدقات پيامبر(ص) و فدك مىباشد. برخى از علماى انساب به هنگام اشاره به صدقات الرسول(ص)، هر سه را مدنظر داشتند؛ زيرا آنان بر اين باورند كه همۀ آنها متعلّق به رسول الله بوده و واگذارى آن به شخص ديگر همان مباحث دورۀ ابوبكر را در بر مىگيرد.
اما علت برگرداندن مقدارى از ارث حضرت زهرا(عليها السلام) به خاندان پيامبر(ص) توسط خليفۀ دوم، تحت فشار بودن حكومت توسط بزرگان صحابه بوده است.
ابن كثير مىنويسد: «در دوران خلافت عمر، مردم از او خواستند كه امور باغهاى مدينه را به على(ع) و عباس واگذار كند و بهواسطۀ عدهاى از بزرگان صحابه او را تحت فشار قرار دادند». 1
ياقوت حموى هم مىنويسد: «بعد از آنكه عمر بلاد را فتح كرد و اموال زيادى به دست آورد و در بين مسلمانها تقسيم كرد، نظرش عوض شد و مقدارى از اموال را به حضرت امير(ع) و عباس تحويل داد». 2
از اينرو، در كلام علماى انساب و مورخان، منظور از صدقات على(ع) شامل هم صدقات حضرت رسول(ص) است و هم آنچه خليفه برگردانده است و برخى معتقدند مقدارى از فدك نيز بوده است، كه البته بعيد به نظر مىرسد.
علاّمه عسكرى مىنويسد: علماى مدرسۀ خلفا؛ از محدثان و مورخان و لغويين و... توافق كردند بر اينكه هرچه را كه پيامبرخدا(ص) از خود به ارث گذاشته؛ از مزارع و باغها، صدقه نامند و استناد كردهاند به آنچه كه ابوبكر از حضرت رسول(ص) روايت كرده است كه فرمود: « نَحْنُ مَعَاشِرَ الأَنبِيَاءِ لاَنُوَرِّثُ مَا تَرَكْنَاهُ صَدَقَةٌ ». 3 در عمدة القارى، در شرح گفتار بخارى « صَدَقَتُهُ بِالْمَدِينَةِ » گويد: