73 بيست طريق روايت كرده است و بعداً به يك طريق از ابوسعيد خدرى نقل نموده است و از احتجاج، ص107 از ابنبابويه از ابىسعيد و عطيه عوفى و على بن الحسين(ع) و از ابان از حضرت صادق(ع) روايت كرده است كه پس از نزول آيه وَ آتِ ذَا الْقُرْبىٰ حَقَّهُ پيغمبر اكرم(ص) براى اطاعت امر وارد در اين آيه فاطمه(عليها السلام) را احضار فرمود و فدك را به او بخشيد. بلكه در بعضى از مدارك اماميه نقل شده كه آن حضرت قبالهاى نيز نوشت و به فاطمه(عليها السلام) داد و فاطمه هم در روز محاكمه با ابوبكر، قباله را آورد و ابوبكر قبول نكرد.
همه اين مدارك، ما را به تفصيل داستان فدك آشنا مىسازد و جاى هيچگونه ترديد نمىماند در اينكه فدك در حال حيات رسول خدا(ص) ملك شخصى فاطمه(عليها السلام) شده بود؛ مدارك ديگرى هم هست كه مطلب را روشنتر مىنمايد.
مثلاً طبرى در مجمع البيان در تفسير آيه وَ آتِ ذَا الْقُرْبىٰ حَقَّهُ نقل كرده كه مأمون به عبداللهبن موسى نوشت و داستان فدك را سؤال نمود. عبدالله در جواب نامه حديث ابوسعيد خدرى را بهطور مفصل نوشت و ارسال كرد.
در فتوح البلدان، ص 45 و معجم البلدان، ج 4، ص 240 مىنويسد كه مأمون به حاكم مدينه نوشت: «رسول خدا(ص) فدك را به دخترش عطا فرموده بود و اين مطلب به قدرى روشن بود كه ميان آل رسول اختلافى دراينباره نبود.»
همچنين در معجم البلدان، ج 4، ص 234 و فدك تأليف صدر، نامه عمربن عبدالعزيز را به حاكم مدينه درباره فدك نقل كردهاند و در آن نامه به اين موضوع اشاره شده است و حضرت اميرالمؤمنين على(ع) گواهى داده است بر اينكه فدك در حال حيات حضرت رسول(ص) ملك شخصى فاطمه(عليها السلام) شده بود. 1