66 گرديد. سپس در دوران خلافت مروان همگى در اختيار او قرار گرفت و مروان آن را به فرزند خود عبدالعزيز بخشيد. او نيز آن را به فرزند خود عمر هبه نمود. عمر بن عبدالعزيز در دوران زمامدارى خود آن را به فرزندان زهرا(عليها السلام) بازگردانيد. وقتى يزيدبن عبدالملك زمام امور را بهدست گرفت آن را از فرزندان فاطمه بازگرفت و تا مدتى در خاندان بنى مروان دستبهدست مىگشت تا اينكه خلافت آنان منقرض گرديد.
در دوران خلافت بنى عباس فدك از نوسان خاصى برخوردار بود. ابوالعباس سفاح آن را به عبدالله بن حسن بن على بازگردانيد. ابوجعفر منصور آن را باز گرفت. مهدى عباسى آن را به اولاد فاطمه(عليها السلام) برگردانيد. موسىبن مهدى و برادر او آن را پس گرفتند. تا اينكه خلافت به مأمون رسيد و او فدك را بازگردانيد. وقتى متوكل خليفه شد، آن را از مالكان واقعى باز گرفت. 1
اگرحديث محروميت فرزندان پيامبر(ص) از تركه او يك امر مسلمى بود، فدك چنين سرنوشت تأسفآورى نداشت.
4. پيامبر گرامى(ص) غير از فدك، تركه ديگرى داشت ولى فشار خليفه در مجموع تركه پيامبر(ص)، روى فدك بود؛ درحالىكه تركه پيامبر(ص) وسيع تر از آن بود؛ از جمله اموال موروثى پيامبر(ص) خانه او بود كه در اختيار زنان آن حضرت قرار داشت و به همان حالت باقى ماند و خليفه وقت متعرض حال آنان نگرديد و هرگز سراغ آنان نفرستاد كه وضع خانهها را روشن كنند كه آيا آنها ملك خود پيامبر(ص) است يا اينكه پيامبر در حال حيات خود آنها را به همسران بخشيده است؟ خليفه نه تنها اين تحقيقات را انجام نداد، بلكه براى دفن خود در جوار پيامبراكرم(ص) از دختر خود اجازه گرفت؛ زيرا دختر خود را وارث پيامبر(ص) مىدانست و نه تنها خانههاى زنان پيامبر را مصادره ننمود، بلكه انگشتر، عمامه و