86با توجه به اين نظرات، تفاسير گوناگونى از آيه مورد بحث شده است و عامّه و خاصّه احكام مختلفى را از آن برداشت كردهاند:
شافعى و مالك و احمد معتقدند: به دليل نزول آيه در صلح «حديبيّه» و به قرينه ذيل آيه كه تكليف بيماران و كسانى كه از آنان، رفع ممنوعيت مىشود، بيان گرديده: فَمَنْ كٰانَ مِنْكُمْ مَرِيضاً... فَإِذٰا أَمِنْتُمْ ... منظور از آيه كسانى هستند كه دشمن، آنان را از حج يا عمره منع كرده است، در اين صورت وظيفه آنان طبق ذيل آيه اين است كه با قربانى كردن حيوانى كه با خود آوردهاند در همان محل و سرتراشيدن، از احرام بيرون آيند. اما بيمارانى كه نتوانستند تكليف حج يا عمره خود را انجام دهند، بايد صبر كنند تا خوب شوند، آنگاه به مكه روند، حج يا عمره را انجام دهند و مُحِلّ شوند.
«ابوحنيفه» معتقد است: منظور از آيه كسانى هستند كه به علت دشمن يا بيمارى يا تمام شدن نفقه و مانند اينها نتوانستند حج و عمره را انجام دهند. اين گروه، طبق آيه، بايد قربانى يا پول آن را به وسيله افراد مطمئنّى به مكه بفرستند، وقتى اطمينان حاصل كردند كه قربانى به محل خود رسيده است، آنگاه سر را بتراشند و از احرام بيرون بيايند و البته بايد حج واجب را بعداً انجام بدهند.
طبق اين نظريه، اگرچه آيه در مورد پيامبر اكرم(ص) و در جريان حديبيّه نازل شده، ولى حكم آن عامّ است و هر نوع مانعى را شامل مىشود؛ آن موانعى كه حجگزار نتواند حج را ادامه دهد. تنها چيزى كه به نظر، خلاف ظاهر است ذبحكردن قربانى در حرم است، در