103 مىدهد و پس از انجام دادن اعمال عمره، مُحِلّ مىشود و سپس براى حج تمتع، احرام مىبندند و اعمال بعدى را انجام مىدهد.
اين قسم از حج و عمره، به نظر ما و اكثر اهل سنّت، صحيح است، به ويژه كه پيامبر اكرم(ص) در حجة الوداع به آن عدّه از اصحابش كه قربانى با خود همراه نياورده بودند، دستور داد حج خود را بدل به عمره كنند و پس از آن، مُحِلّ شده، آنگاه در روز ترويه، دوباره براى حج احرام ببندند و چون خود حضرت و برخى از يارانش با خود قربانى به همراه آورده بودند. ازاينرو به همان حج بسنده كردند.
«قرطبى» نقل مىكند كه «عمر» درباره همين قسم از عمره گفته است:
مُتعتانِ كانتَا عَلى عَهدِ رَسولِ الله(ص) أنَا أنهَى عَنهُما وَأُعاقِب عَلَيهِما: مُتعَةُ النِّساءِ وَمُتعةُ الحَجِّ. 1
دو متعه در زمان رسول خدا[(ص)] معمول بود كه من آنها را نهى مىكنم و مرتكب آنها را كيفر مىنمايم: متعة نساء و متعة حج.
توجيه سوم: اگر كسى حج و عمره را يكجا مُحْرِم شود، به آن «حج قِران» يا بنا به قولى حج تمتع گويند؛ زيرا چنين كسى به سبب جمع ميان عمره و حج، براى هر كدام از آنها، زحمت سفر و احرام جداگانه را نمىبرد و با جمع ميان آنها بهرهمند مىشود و بدين جهت، مىتوان آن را مصداق اين آيه دانست كه مىفرمايد: ( فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ ) البته برخى چنين حجى را جز در بعضى