320 بزرگترين گناه او اين است كه در مقابل خليفه برگزيده مردم علاوه بر تنصيص خدا و رسول، مقاومت كرد و جنگى را به راه انداخت كه در آن هفتاد هزار مسلمان كشته شدند و مسئله دستگيرى قاتلان عثمان بهانهاى بود كه در مقابل على(ع) بايستد درحالىكه وظيفه او اين بود كه بيعت كند، آنگاه از على بخواهد كه قاتلان عثمان مجازات شوند.
يكى از گناهان بزرگ او اين است كه حكومت شورايى اسلام را به حكومت سلطنتى و موروثى تبديل كرد و لذا ساليان درازى، خاندان ابىسفيان و مروانيان بر تخت خلافت اسلامى تكيه كرده و حكمرانى نمودند و فساد و بىعدالتى، آنچنان جهان را فرا گرفت كه با يك خيزش عمومى، به سلطنت آل ابىسفيان ومروانيان خاتمه داده شد.
رشيد رضا در تفسير المنار مىنويسد: در آستانه (استانبول) يك نفر از انديشمندان آلمان به يكى از سران اسلامى گفت: ما بايد مجسمه معاويه را با طلا بسازيم و در ميدان برلين نصب كنيم؛ زيرا او حكومت شورايى اسلام را به شيوه سلطنتى تبديل كرد و از پيشروى مسلمانان بهسوى غرب جلوگيرى نمود و اگر او نبود هم اكنون مسلمانان در قلب اروپا حكومت مىكردند. 1
البته سخن درباره معاويه فراوان است به همين مقدار بسنده مىشود.