248 مردم او را نمىشناختند، حتى موساى كليم نيز از او اطلاع نداشت. خدا به او امر كرد كه در نقطه معينى با او ملاقات كند و از او بهره بگيرد. هنگامى كه موسى به ملاقات او رفت و با قرائنى كه خدا به او گفته بود، او را شناخت، به او چنين گفت:
هَلْ أَتَّبِعُكَ عَلىٰ أَنْ تُعَلِّمَنِ مِمّٰا عُلِّمْتَ رُشْداً (كهف: 66)
آيا [اجازه مىدهى كه] تو را پيروى كنم بر اينكه مرا از آنچه به تو آموختهاند بياموزى تا به راه راست و كمال راه يابم.
و او با شرايطى، اجازه همراهى را داد و موسى كارهاى شگفتانگيز او را ديد كه همگى به نفع جامعه بود، ولى هرگز مردم او را نمىشناختند. چون حضرت موسى توان تحمل كارهاى او را نداشت پس از سه واقعه، به او اجازه همراهى نداد. مشروح داستان مصاحب موسى در سوره كهف در آيات 65 تا 82 آمده است.
بنابراين، امام زمان به عنوان امام غائب، امام ناشناخته ولى متصرف در دل جامعه، از نظر قرآن امرى است ممكن بلكه تحقق خارجى دارد و نمونه آن مصاحب موسى است كه قرآن از آن ياد كرده است.
حضرت ولىعصر(عج) نيز به سان مصاحب موسى ولى ناشناختهاى است كه در عين حال، مبدأ كارهاى سودمند براى امّت است، در اين صورت، غيبت امام به معنى انفصال و جدايى او از جامعه نيست، بلكه او همانگونه كه در روايات معصومين(عليهم السلام) نيز وارد شده به سان خورشيد در پشت ابر است كه ديدگان آن را نمىبينند، امّا به اهل