225 آورده بودند بركنار سازد و انسانهاى صالح و پاكدامن را به جاى آنان بنشاند.
طلحه و زبير، خواستار حقوق بيشتر شدند، درحالىكه امام، بيتالمال را در ميان صحابه و تابعان، يكسان تقسيم كرد. اين سبب شد كه آنان، كينه على را به دل گيرند و به عنوان عمره و زيارت خانه خدا، مدينه را ترك گفتند و با پول يعلى بن اميه كه يكى از گماشتگان عثمان بود لشگرى ترتيب دادند تا عراق را از قلمرو حكومت امام بيرون سازند و براى آنكه بتوانند افكار ناآگاهان را به خود جلب كنند، همسر پيامبر را كه مأمور بود در خانه بنشيند و از آنجا بيرون نيايد با خود همراه ساختند، پس از ورود به بصره، گروهى از مأموران دارالأماره را كشتند، و آنجا را تصرف كردند و استاندار على را كه عثمان بن حنيف نام داشت، شكنجه كرده و موهاى صورت او را كندند.
آيا در چنين شرايطى صحيح است كه على(ع) دست روى دست بگذارد و متجاوزان را تنبيه نكند، درحالىكه مردم با او بيعت كردهاند و از او خواهان امنيت و اجراى عدالت هستند؟
آنگاه كه متجاوزان در بصره سركوب شدند، معاويه از بيعت با على(ع) امتناع كرد و خواهان خلافت و حكومت در سرزمين شام شد. امام در نامههاى خود، او را نصيحت كرد و پيامهايى رد و بدل شد، اما تأثيرگذار نبود و او با لشكرى عظيم و با اندوختههاى دوران عثمان بهسوى صفين حركت كرد و شريعه فرات را تصاحب نمود. آيا با اين