201
فَوَجَدٰا عَبْداً مِنْ عِبٰادِنٰا آتَيْنٰاهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنٰا وَ عَلَّمْنٰاهُ مِنْ لَدُنّٰا عِلْماً (كهف: 65)
بن-دهاى از بن-دگ-ان م-ا را ي-افت ك-ه م-ا از پيش خ-ود، نعمت-ى داده ب-ودي-م و دانش-ى از ن-زد خ-ود به او آموخت-ه ب-ودي-م.
چون موسى(ع) از واقعيت اين مرد، آگاه بود، هنگامى كه به او رسيد، چنين گفت:
هَلْ أَتَّبِعُكَ عَلىٰ أَنْ تُعَلِّمَنِ مِمّٰا عُلِّمْتَ رُشْداً (كهف: 66)
اجازه مىدهى با تو همراهى كنم، تا از آن رشد و آگاهى كه خدا به تو داده، مرا نيز بياموزى؟
از اي-ن بي-ان، مىت-وان مسئله عل-م و دانش ام-ام-ان را دري-افت. آن-ان ب-ه ام-ر اله-ى، ب-راى تكمي-ل دين، آموزشهاى غيبى داشتهاند و نزد كسى درس نخواندهاند و پيش استادى زانو نزدهاند، با اين همه، پاسخگوى كليه نيازهاى امت بودهاند.
از آنجا كه آگاهى آنان از جهان غيب بود، خود امامان شيعه آشكارا مىگويند كه احاديث ما همان احاديث رسول خداست. امام صادق(ع) مىفرمايد: حديث من، حديث پدرم امام باقر(ع)، و حديث او حديث پدرش سيدالساجدين(ع) و حديث او، حديث پدرش حسين بن على(ع) و حديث او حديث اميرمؤمنان(ع) و حديث وى حديث رسول خداست 1 و لذا وقتى سند به يكى از اين امامان مىرسد، ذكر بقيه امامان لازم نيست.