170 اصول اسلام، مسئله خلافت على(ع) را مطرح كرد و سخن خود را چنين آغاز كرد:
ألَستُ أوْلى بِكُم مِنْ أنفُسِكم؟ قالُوا: بَلى يا رسولَ اللهِ.
آيا من به شما از خودتان سزاوارتر نيستم؟ همگى گفتند: بله اى رسول خدا.
آنگاه فرمود: «
مَنْ كُنتُ مَوْلاهُ فَهذا عَليٌّ مولاهُ اللّهُمَّ والِِ مَنْ والاهُ وعادِ مَنْ عاداهُ وَانْصُر مَنْ نَصرَه وَاخْذُل مَنْ خَذلَه، ألا فَلْيُبلّغ الشّاهِدُ الْغائبَ ».
پس از اين واقعه، اين آيه فرود آمد:
اَلْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلاٰمَ دِيناً (مائده: 3) 1
امروز دين شما را به كمال رساندم و نعمت خود را درباره شما تمام كردم و آيين اسلام را براى شما پسنديدم.
هوا به قدرى گرم بود كه زائران خانه خدا در آن صحراى گرم بخشى از عباهاى خود را زير پا گذاشته و برخى را بر سركشيده بودند، با اين حال، پيامبر بزرگوار اسلام(ص)، نظر به اهميت موضوع، آن گردهمايى طولانى را در آن آفتاب سوزان، به امر خدا برگزار كرد تا پيش از پراكنده شدن مردم پيام خدا را برساند.
اكنون سؤال مىكنيم: پيامبر(ص) چه پيام مهمى را مىخواست