101 از هفت سال فراوانى و هفت سال خشكسالى آينده مصر گزارش داد. 1
ه) آنگاه كه پس از ساليان درازى كسى را از مصر فرستادند تا خبر زنده بودن يوسف را به يعقوب بدهند، پيش از آنكه آن پيك به سرزمين كنعان برسد، پدر گفت: به راستى كه من بوى يوسف را احساس مىكنم 2، ولى فرزندان آن را اشتباه خواندند.
اين همه گزارشها همگى نوعى آگاهى از غيب، به اذن خدا بود. شما بگوييد برخى از آنها نوعى تعبير خواب است ولى خود تعبير خواب، نوعى آگاهى از غيب است.
و) صالح، پس از پى شدن شتر، به قوم خود چنين گفت: تَمَتَّعُوا فِي دٰارِكُمْ ثَلاٰثَةَ أَيّٰامٍ ذٰلِكَ وَعْدٌ غَيْرُ مَكْذُوبٍ ؛ «شما سه روز از زندگى بهره گيريد و اين يك وعده قطعى است». (هود: 65)
جناب صالح از كجا از سرنوشت قوم خود آگاه شد، جز به تعليم خدا؟ خواه نام آن را وحى بگذاريد يا غير وحى.
ز) حضرت نوح(ع) از آينده قوم خود به صورت قطعى گزارش مىدهد نخست مىگويد: خدايا! حتى يك نفر هم از آنها را زنده مگذار. آنگاه از غيب خبر مىدهد و مىگويد:
إِنَّكَ إِنْ تَذَرْهُمْ يُضِلُّوا عِبٰادَكَ وَ لاٰ يَلِدُوا إِلاّٰ فٰاجِراً كَفّٰاراً (نوح:27)