86امرا، ابتدا از على(ع) خواست تا متعهّد شود كه در صورت نيل به مقام خلافت، به كتاب خدا، سيرۀ پيامبر(ص)و ابوبكر و عمر عمل كند؛ امّا حضرت فرمود: «اميد آن دارم كه در محدودۀ دانش، توانايى و اجتهاد خود به كتاب خدا و سنّت رسول خدا(ص)عمل كنم». سپس وى شرط خود را با عثمان در ميان گذاشت و او بلافاصله پذيرفت؛ از اينرو، ابنعوف با عثمان بيعت كرد. برخى از منابع آوردهاند كه امام(ع)، شرط ابنعوف را نوعى فريب دانست و به وى فرمود:تو عثمان را برگزيدى تا خلافت را به تو بازگرداند. اين اولين بار نيست كه در مخالفت با ما اجتماع مىكنيد و ما را از حقّ خود باز مىداريد. اين امر به سنّتى بر ضدّ ما تبديل شده است». 1
5. تحليلى بر عملكرد خليفۀ دوم
خليفۀ دوم در سايۀ خشونت اخلاقى و سادهزيستى خويش، توانست امور جامعۀ اسلامى را سامان داده و در زمينۀ توسعۀ فتوحات و تشكيلات ادارى خلافت، به توفيقاتى دست يابد؛ بهويژه اين كه برخى از مسائل حكومتى، فقهى و قضايى را با اطرافيان از جمله حضرت على(ع) 2 در ميان مىگذاشت و از توانايى و رهنمود آنان بهرهمند مىشد.
با اين همه، وى در بيشتر موارد بر اجتهاد شخصى خويش تأكيد مىورزيد و آن را بر نظر مشاوران مقدّم مىداشت. تأكيد او بر ممنوعيّت نقل حديث، تقويت پيوندهاى قبيلهاى و نفوذ مسيحيان و يهوديان تازه مسلمان به عرصۀ تصميمات حكومتى نيز، موجب شد تا فضاى دينى جامعه كه مبتنى بر ارزشهاى اسلامى بود، به مسير نادرستى هدايت شود؛ چنانكه با تشكيل