137ه.) هر حكومتى براى دوام و پايدارى خود به حمايت قاطع مردم نيازمند است. بهويژه اگر جنگى اتّفاق بيافتد، حضور مردم كه تأمينكنندۀ اصلى نيروى رزمى و تداركات هستند، ضرورتى دو چندان مىيابد؛ازاينرو، رسول خدا(ص)در جنگها با مردم مشورت مىكرد و گاه نظر آنان را بر رأى خود مقدّم مىداشت. در دورۀ خلافت امام حسن(ع)، بهرغم تلاشهاى گستردۀ آن حضرت و ياران خاصّ ايشان همچون حجربنعدى فقط دوازدههزار نفر آماده نبرد شدند كه اين تعداد در مقايسه با جمعيّت عظيم كوفه و بصره بسيار ناچيز بود؛
و) دليل اصلى امام براى پذيرش صلح، حفظ جان شيعيان بود؛ چرا كه اگر آتش جنگ شعلهور مىشد، اين شيعيان واقعى و مخلص بودند كه تا پاى جان مىايستادند و مقاومت مىكردند؛ چنانكه در كربلا استقامت كردند و به مقام شهادت نائل آمدند؛ ازاينرو، امام(ع) در برابر سرزنش برخى از اين افراد فرمود: «براى بقاى شما صلح را پذيرفتم». 1
ز) برخى از منابع تاريخى آوردهاند كه امام حسن(ع) در صلحنامۀ خود، شرط كرد كه خراج اهواز، فسا و دارابجرد در اختيار حضرت گذاشته شود. اين گزارش به سه دليل مردود است:
يك- در منابع آمده است كه وقتى امام(ع) شنيد كه عبداللهبننوفل چنين شرطى را با معاويه در ميان گذاشته، به شدّت برآشفت و فرمود كه معاويه نمىتواند سهمى از بيتالمال را براى من تعهّد كند؛
دو- سليمانبنصرد خزاعى به امام(ع) اعتراض كرد كه چرا در صلحنامه، سهمى از عطاياى حكومتى را براى خود در نظر نگرفته است؛
سه- منابع مختلف گفتهاند كه معاويه هيچ مالى را در اختيار امام قرار نداد. 2