124و تبعيض حاكمان رنج مىبردند و وجود احزاب گوناگون، تكثّر افكار و رويهها و بالاخره سقوط جايگاه خلافت، جامعه را دچار تشتّت و تفرقه كرده بود؛
ب) امام(ع) بر آن شد تا با تأسّى از رسول خدا(ص)، احكام اسلامى را در همۀ زمينههاى اجتماعى، سياسى و اقتصادى اجرا كند. ازاينرو، همگان را به رعايت تقوا فراخواند و از عواقب دنياطلبى پرهيز داد. همچنين از مردم خواست تا مقام و جايگاه اهلبيت(عليهم السلام)را ارج نهند و به ايشان تمسّك جويند؛
ج) همين امر، مخالفت و خشم دنياطلبان، جاهلان و كينهتوزانى چون طلحه، زبير، معاويه، عمرو عاص، عبداللهبنزبير، مروان و خوارج را برانگيخت و آنان را واداشت تا حضور امام در رأس حكومت را برنتابند و در برابر آن حضرت جبههاى مشترك و البتّه خونين تشكيل دهند؛ازاينرو، دورۀ كوتاه خلافت على(ع)، صرف مبارزه با اين گروهها و آرام ساختن فضاى جامعه شد؛
د) مردم اين دوره به دليل ضعف بنيههاى اعتقادى، به انسانهايى سست عنصر و خسته مبدّل شدند و تعصّبات حزبى و قبيلهاى بر شاكلۀ وجودى آنان فائق آمده بود. آنان همواره افكار خام و شخصى خود را بر نظر خليفه مقدّم مىداشتند و حاضر به حمايت از امام خود نبودند؛ به همين دليل، حضرت بارها آنان را سرزنش و از بىوفايى و رفاهطلبى آنان شكوه كرد؛