113 سخن گفت. او كه متوجّه خطاى خود شده بود، بهرغم سرزنش فرزندش عبدالله، معركۀ جنگ را رها كرد و عازم مدينه شد؛ ولى در راه به دست يكى از ياران خود به نام عمروبنجرموز تميمى كشته شد. همچنينامام طى سخنانى از طلحه و سپاهيانش خواست تا مجازات عاملان قتل عثمان را به خليفه وانهند و از كشتن مردم بىگناه بپرهيزند؛ امّا آنان با تيراندازى به سوى لشكر مدينه و به شهادت رساندن يكى از ياران آن حضرت، جنگ را آغاز كردند. عايشه نيز كه بر شتر (جمل) سوار شده بود و پرچم سپاه را در دست داشت، به تشويق لشكريان خود پرداخت. آنان شتر عايشه را در ميان گرفته بودند و به شدت از آن محافظت مىكردند. وقتى جنگ شديد شد، مروانبنحكم تيرى به سوى طلحه انداخت و او را به قتل رساند. سپس گفت كه ديگر به دنبال قاتل عثمان نيست؛ زيرا او كشته شده است. سرانجام على(ع) دستور داد تا شتر عايشه را پى كنند. پس از آن، لشكر عايشه از اطراف او پراكنده شدندو پا به فرار گذاشتند و بدين سان جنگ جمل خاتمه يافت. 1
اين جنگ صبح روز پنجشنبه دهم جمادىالاولى سال 36 ق از ابتداى طلوع آفتاب آغاز شد و در غروب همان روز پايان يافت و طى آن، پانصد تن از ياران امام(ع)و بيش از چهارهزار نفر از سپاه طلحه و زبير كشته شدند. البتّه برخى از مورّخان، شمار كشتههاى دو طرف را تا بيستهزار تن ذكر كردهاند كه چندان مقبول نيست. 2
امام على(ع) پس از خاتمۀ جنگ، از ياران خود خواست تا از تعقيب فراريان و كشتن اسرا و مجروحان بپرهيزند. سپس همۀ آنان را بخشيد. عايشه را نيز همراه عدّهاى از زنان،