487
در راه رضاى تو قربان شده جان وانگه
در پرده قرب تو زنده شده قربانها 1
خواجه نصيرالدين طوسى درباره «مرگ اختيارى» مىنويسد: ... و حكما بدين سبب گفتهاند كه مرگ، دو نوع است: يكى ارادى و يكى طبيعى؛ و همچنين حيات. و به «موت ارادى» اماتت 2 شهوات خواستهاند و ترك تعرّض آن، و به «موت طبيعى» مفارقت نفس از بدن خواستهاند و به «حيات ارادى» حيات فانى دنياوى مشروط به اكل و شرب را اراده كردهاند و به «حيات طبيعى» بقاى جاودانى در غبطت و سرور و افلاطون حكيم گفته است: «
مُتْ بالإرادة تَحيى بالطَّبيعةِ »؛ «از روى اختيار بمير تا زنده شوى به حيات طبيعى» و حكماى متصوفه گفتهاند: «
موتوا قبلَ ان تَموتُوا »؛ «پيش از آن كه بميريد، بميريد». 3
عارف بزرگ «نجمالدين كبرى» درباره چيستى مرگ اختيارى مىنويسد:
يعنى پيش از موت طبيعى كه مفارقت روح است، از كالبد، جدا شويد، از مرادات و مأنوسات كه از ابتداى خلقت تا غايت، در شما متمكن گشتهاند، و مراد حق را بر مراد خود اختيار كنيد كه نتيجه اين مردن، حيات حقيقى است. 4
حكايت
شخصى متمكن و دولتمرد، به مكه رفت و مجاورت اختيار نمود و مدت متمادى در آنجا مسكن گرفت. سالى همشهريان او به حج آمدند. در ملاقات به او گفتند: «هيچ آرزو نمىكنى كه به وطن خود برگردى و املاك خود را ببينى». در جواب گفت: «چه