346 خداشناسم. نبوت به نوبه خودش حقيقتى است. نبوت يعنى من جميع پيغمبران خدا تا وجود مقدس خاتم الانبياء را اذعان و به همه اعتراف دارم و به وجود مقدس محمد(ص) به عنوان آخرينِ پيامبران و به قرآن به عنوان آخرين كتاب آسمانى ايمان دارم. اين يك حقيقتى است، ولى يك شعارهايى هم دارد كه با آن شعارها اعلام مىكنيم كه ما به نبوت ايمان و اعتقاد داريم. امامت و ولايت هم همينجور است. ما به امامت اعتقاد داريم. ما شيعه هستيم و يك چيزهايى هم شعار تشيع است. به هر حال شعائر الهى همواره مورد تأكيد اسلام است و ما نشانه مسلمان بودن و شيعه بودن خود را بايد در بزرگداشت اين شعائر الهى بيابيم. 1
ابنعربى نيز درباره چيستى شعائر الهى و لزوم بزرگداشت آن از نگاه عرفانى آن، مىنويسد:
شعائر خدا، همان نشانههاى او هستند و نشانههاى او نيز راههاى رسيدن به پروردگار. هر شعيرهاى 2 از اين شعائر، دليل و راهنمايى بهسوى خدا هستند. اما شعائر، گاهى دقيق و لطيف هستند، بهگونهاى كه گاهى تنها اهل نظر و دقت آن را درمىيابند، و در نتيجه بر ديگران برترى مىيابند. بنابراين هرگاه چيزى را ديدى كه در حقيقت شعيره است، اما تو نسبت به آن باخبر نشدى و از شعيرهبودنش آگاه نشدى، پس بدانكه اين شعيره - در واقع - تو را مخاطب خويش قرار نداده و براى تو وضع نشده است، بلكه براى آن صاحبنظرى و اهلدلى وضع شده است كه قادر به ادراك و فهم آن است و اما براى تو، شعيرهاى ديگر، غير از اين شعيره خواهد بود. بنابراين و با توجه به گستردگى شعائر در هستى - در نگاه عرفانى آن - پس در جهان، هيچ