344 دين اجتماعى است. اسلام، هم دين است و هم دنيا؛ هم آخرت است و هم زندگى؛ هم مقررات معنوى و الهى و روحى دارد و هم مقررات اجتماعى. در جميع شئون زندگى بشر مقررات دارد و ايدئولوژى اسلام همه چيز دارد. قانون اقتصادى دارد. قانون سياست دارد. قانون اجتماعى دارد. فرهنگ دارد. اخلاق دارد. خداشناسى دارد. اسلام به حكم اينكه يك دين اجتماعى است به اين مسئله قانع نيست كه من و شما مسلمان باشيم براى خودمان. من خودم كه زندگى مىكنم، شخصاً يك آدم مسلمان هستم. يعنى معتقدات من معتقدات اسلامى است و به مقررات اسلامى عمل مىكنم. عبادت اسلامى را، نماز و روزه را در موقع خودش بهجا مىآورم. قوانين به اصطلاح خانوادگى، ازدواج و طلاقم براساس موازين اسلام است. قوانين تجارى من براساس موازين اسلام است. قوانين اخلاقى من براساس اسلام است. پس مسلمانم؟ نَه، اسلام، گذشته از اين مسائل، به حكم اينكه محتواى اجتماعى دارد و مىخواهد هميشه به صورت يك واحد اجتماعى زندگى كند. از اين نوع دستورها هم دارد؛ يعنى يك سلسله شعائر هم دارد. شعائرى كه يك مسلمان بايد با آنها زندگى كند، يعنى بايد زندگى خودش را با اين شعائر توأم كند و هميشه با اين شعائر اعلام كند من مسلمانم، نَه به زبان بگويد من مسلمانم. شما اگر در يك كشور خارجى حركت كنيد و روى اتومبيل خودتان پرچم سه رنگ زدهايد، به زبان نمىگوييد من ايرانى هستم، ولى با عملتان مىخواهيد به همه اعلام كنيد من ايرانىام، من وابسته به ايرانم. همان پرچم را كه شما نصب مىكنيد، وابستگى خودتان را به ايران اعلام مىكنيد. ما علاوه بر همه مقررات و دستورهايى كه داريم بايد تهذيب نفس كنيم، بايد خداشناس باشيم، بايد نماز بخوانيم و روزه بگيريم، بايد حج كنيم، بايد ربا نخوريم، بايد شراب نخوريم، بايد دروغ نگوييم و راست بگوييم، بايد امين