326مىآيد، حضور صاحب الامر در حج است. اگر حج مشروط به ولايت است، پس ولى خدا بايد در موسم حاضر باشد تا افرادى كه لايق هستند خدمت ايشان تشرف يابند، و آنها كه به او ايمان دارند، از ايشان بىبهره نمانند. 1
شخصى به نام «ابومحمد حسن بن وجناء» گويد:
پس از عمره چهارمين حج، از پنجاه و چهار حجى كه بجا آوردم، زير ناودان در حال سجده مشغول تضرع و دعا بودم كه كسى مرا تكان داد و به من گفت: «اى حسن بن وجناء برخيز». من لرزيدم، سپس ايستادم. زنى لاغر و چهرهاى زد ديدم. به نظرم چهل ساله و يا بيشتر مىآمد. جلوتر راه مىرفت و من چيزى از او نمىپرسيدم تا اينكه به خانه حضرت خديجه(س) در آمد. در آنجا اتاقى بود كه در وسط آن، ديوار قرار داشت، با پلههايى چوبى كه از آن بالا مىرفتند. آن زن بالا رفت. صدايى به گوشم آمد كه «حسن! بالا بيا!». بالا رفتم و دمِ در ايستادم. اجازه خواستم و داخل شدم. چشمانم به جمال حضرت ولى عصر(عج) روشن شده بود. به من فرمود: «اى حسن! خيال كردى از چشم من پنهانى؟! به خدا قسم هيچ وقتى از حج تو نبود، مگر اينكه همراه تو بودم» و شروع كرد به شمردن آن اوقات براى من. پس با صورت بر زمين افتادم. سپس احساس كردم دستى بر سر من قرار گرفت و برخاستم. به من فرمود: «اى حسن! در مدينه ملازم خانه جعفربنمحمد(ع) باش و فكر آب و غذا و لباس مباش». سپس نوشتهاى به من داد كه در آن دعاى فرج و صلوات بر آن حضرت بود و فرمود: «با اين دعا مرا بخوان و اينگونه بر من صلوات بفرست و جز به دوستان خاص من به كسى مده. همانا خداوند توفيقت خواهد داد». 2