275راز است. اگرچه در باب حج، بسيار گفتهاند و همه گفتهاند و مطالب شيوا و زيبايى هم بيان كردهاند، اما مسئله حج، خيلى عميقتر از چيزى است كه ما تا امروز شنيدهايم. حج، يك حركت عبادى خالص عميق - خضوع، خشوع، ذكر، عبادت، تضرع و توسل - و با حالت اجتماع است. در كنار هم قرار دادن اين دو چيز، مسئله را خيلى پرمعنا مىكند. اگرچه در اسلام عبادات اجتماعى، مثل نماز جماعت و نماز جمعه و نماز عيد وجود دارد، اما اين اجتماع عظيم و اين مركزيت دادن به ذكر و توحيد و كشاندن همه مسلمانان از آفاق عالَم اسلامى به يك نقطه واحد، خيلى معنا دارد. اينكه همه ملت مسلمان و امت اسلامى با وجود اختلاف لهجهها و نژادها و عادات و سنن و سليقهها و اختلاف مذاهب، موظفند در يك نقطه جمع شوند و اعمال ويژهاى را با هم انجام دهند، خيلى پرمعناست. معلوم مىشود بنابر نظر اسلام و ديد اسلامى، اتحاد دلها و جانها و تبديل «من»ها به «ما»، فقط در ميدان سياست و در جهاد نيست؛ حتى رفتن به در خانه خدا و كنار هم قرار گرفتن دلها و با هم بودن منها و جانها نيز داراى اهميت است. لذا در قرآن كريم مىفرمايد: ( وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّٰهِ جَمِيعاً وَ لاٰ تَفَرَّقُوا )؛ «و همگى به ريسمان خدا [قرآن و هرگونه وسيلۀ وحدت الهى] چنگ زنيد و پراكنده نشويد». (آلعمران:103) اعتصام به حبل الله تنها، فايدهاى ندارد، «جميعاً» مهم است. با هم اعتصام به حبلالله كنيد تا «من»ها به «ما» تبديل شود. با هم به نقطه اطمينانبخش تعليم و تربيت و هدايت الهى چنگ بزنيد. با هم بودن مهم است. دلها با هم، جانها با هم، فكرها با هم، تنها در كنار هم؛ اينگونه طواف بشود». 1
دكتر على شريعتى مىگويد:
زيربنا و اساس وحدت بشرى، از ميان بردن «من» پست و وادار كردن اين فرد است براى حل شدن در «ما». براى اين كار، هر سال بايد تمرين كند،