254پس گفتم: «
اللّهُمَّ اغفِرلي ذُنوبي » 1؛ «خدايا گناهم را ببخش».
اى كه گناه كردهاى، نامه سياه كردهاى
دامن زندهاى بگير تا كنى استجارتى 2
12. طواف كعبه دل
در سخنان عارفان و بزرگان، «كعبه دل» و طواف بر اين كعبه، بسيار سخن رفته است. اين، به معناى وانهادن حج واجب و صرف هزينه آن براى گرهگشايى از كار تهىدستان و گرفتاران نيست، بلكه تنها اشاره به اين دارد كه «كعبه دل» را نيز طوافكنندهاى بايد. گاهى بايسته است كه انسان، هزينه حج مستحب خويش را در اين راهها خرج نمايد و خلاصه اينكه طواف كعبه گِل، انسان را از دغدغه دلهاى شكسته و
نيازمند، غافل نسازد.
طواف كعبه دل كن اگر دلى دارى
دل است كعبه معنى، تو گِل چه پندارى
طواف كعبه صورت، حقت بدان فرمود
كه تا به واسطه آن، دلى به دست آرى
هزار بار پياده طواف كعبه كنى
قبول حق نشود گر دلى بيازارى
بده تو ملكت و مال و دلى به دست آور
كه دل ضياء دهدت، در لحد، شب تارى
هزار بدرۀ زر گر برى به حضرت حق
حقت بگويد دل آر، اگر به ما آرى
كه سيم و زر برِ ما لاشَئْ است بىمقدار
دل است مطلب ما، گر مرا طلبكارى
ز عرش و كرسى و لوح و قلم فزون باشد
دل خراب كه آن را كهى بنشمارى
مدار خوار دلى را، اگرچه خوار بوَد
كه بس عزيز عزيز است دل در آن خوارى
دل خراب چو منظرگه اله بوَد
زهى سعادت جانى كه كرد معمارى
عمارت دل بيچارۀ دو صد پاره
ز حج و عمره به آيد به حضرت بارى