252غزالى مىنويسد:
و اما طواف، بدان ماند كه بيچارگان به درگاه پادشاهان شوند و گِرد قصر پادشاه مىگردند تا فرصت يابند كه حاجت خويش عرضه كنند و در ميدانِ سراى مىشوند و مىآيند، و كسى را مىجويند كه ايشان را شفاعت كند و از گناهشان درگذرد و اميد مىدارند كه مگر ناگاه چشم مَلِك بر ايشان افتد و به ايشان نظرى كند. 1
«چون گناهان انباشته شود و زنگار و پردهاى بر گنهكار شود، هريك از مناسك حج، موجب كاستن ضخامت اين پردهها و كنار رفتن اين پوششها از دلها مىشود تا آنجا كه حجگزار، با دلى پاك كه نه بر آن زنگارى نشسته و نه حجابى بر آن كشيده شده است به ديدار پروردگارش نايل مىشود». 2
«آن زمان كه آدم طواف بيت كرد و در حين گردش به دور كعبه، به «ملتزم» رسيد، جبرئيل امين به او گفت: در اين مكان بايست و به گناهت اعتراف كن. آدم آنجا ايستاد و به خدا گفت: هر عملى اجرى دارد، اجر من چيست؟ خداوند به او گفت: گناهانت را بخشيدم. آدم به خدا عرض كرد: ذريه مرا هم ببخش! خداوند به آدم چنين وحى كرد: اى آدم! هر كدام از فرزندان تو به اين مكان بيايد و به گناه خود اعتراف كند و توبه نمايد، قطعاً گناهانش را مىبخشم». 3
يكى از اصحاب امام صادق(ع) به ايشان گفت: «در مسجدالحرام كسى هست كه گناهان بسيار دارد، چه بايد انجام دهد؟» امام(ع) فرمود: «كسى كه در موقف حج، عرفات و «مزدلفه» قرار گيرد، سعى ميان دو كوه انجام دهد، طواف اين خانه كند، پشت مقام ابراهيم نماز گزارد و بپندارد كه خدا [هنوز] او را نبخشيده است، اين بزرگترين