228
تشنه چه بيند به خواب چشمه و حوض و سبو
تشنه وصل توام، كى بگزارم طواف 1
حاجى عاقل طواف، چند كند هفت هفت
حاجى ديوانهام، من نشمارم طواف
عشق، مرا مىستود كه همه شب همچو ماه
بر سر و رو مىكند، گرد غبارم طواف
عاشق و مات وىام تا ببَرد رخت من
ورنه نبودى چنين، گرد قمارم طواف
خشت وجود مرا خُرد كن اى غم چو گرَد
تا كه كنم همچو گرَد، گِرد سوارم طواف
از مناسك مهم و اساسى حج كه به واسطه حضرت ابراهيم(ع) به بشر رسيد، طواف خانه خدا است. طواف، يعنى دور چيزى چرخيدن، نشانۀ كمال علاقه و محبت است. شخص خود را فداى محبوب مىكند، بلاگردان او مىشود؛ همچنانكه پروانه آنقدر دور شمع مىگردد تا بالوپرسوخته، به پاى شمع مىافتد.
خانۀ كعبه، خانه دلهاست
ساحت قدس و جلوهگاهِ خداست
نيكبخت آن كه همچو پروانه
در طواف است گرد آن خانه
شايد يكى از حكمتهاى طواف، پرورش روحِ اطاعتِ توأم با اشتياق خدا، همگام با گردش و اطاعت مشتاقانه زمين و آسمانهاى هفتگانه از پروردگار است:
(فَقالَ لَها وَ لِلْأَرْضِ ائْتِيا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً قالَتا أَتَينا طائِعِينَ) (فصلت: 11)
پس به او [آسمان] و به زمين گفت: به وجود آييد [و شكل گيريد]، خواه از روى اطاعت [و شوق و رغبت] و خواه اكراه! آنها گفتند: ما از روى طاعت [و رغبت] مىآييم [و شكل مىگيريم].
«ابراهيم خليل(ع) دعا كرد و از خدا خواست تا دلهاى مردم چنان باشد كه هواى سرزمين مكه كند: ( فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النّٰاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ )؛ [«دلهاى مردم را چنان كن كه هواى آن را كنند» (ابراهيم: 37)]. «هوى» در اين آيه، بدين معناست كه دلهاى مردم به
آن سمت و سو تمايل يابد.