154
از شكستن بتِ «نفْس» تا مرز توحيد
نفس، بزرگترينِ بتها و به تعبير مولوى «مادر بتهاست». بر اين پايه، بزرگترين مانع شكلگيرى توحيد در جان و دل آدمى، نفسپرستى است.
مادر بُتها بتِ نفس شماست
زانكه آن بُت مار و اين بت اژدهاست
بت شكستن سهل باشد نيك سهل
سهل ديدن نفْس را، جهل است جهل 1
حكايت
يكى ديوانۀ گريانِ دلسوز
شبى در پيش كعبه بود تا روز
خوشى مىگفت اگر نگشايىام در
بدين در همچو حلقه مىزنم سر
كه تا آخر سرم بشكسته گردد
دلم زين سوز دايم رَسته گردد
يكى هاتف، زبان بگشاد آنگاه
كه پُر بود از بت اين كعبه دو سه راه
شكسته گشت اين بت در درونش
شكستهگير يك بت از برونش
اگر مىبشكنى سر از برون تو
بتى باشى كه باشى سرنگون تو
درين راه از چنين سر كم نباشد
كه درياييش يك شبنم نباشد
بزرگى چون شنيد آواز هاتف
بدان اسرار شد دزديده واقف
به خاك افتاد و چشمش خون روان كرد
بسى جان از چنين غم خون توان كرد 2
«بت سنگين [سنگى] شكستن، نيك آسان است؛ و بت نفْس شكستن، سخت دشوار. خُنُك آن كه از امت خليل، بتشكن است، و هر دو را بشكست». 3 «بنابراين آن كه صدها بت در آستين دارد، مهمان بيت توحيد نيست و آن كه بندۀ هوا و برده هوس