257مىفرمايد: «مهدى پاى خود را جاى پاى من مىگذارد و تخطى از آن نخواهد كرد». 1
آرى، قبل از ظهور چنان حقيقت اسلام و واقعيت قرآن دگرگون مىشود كه با آمدن حضرت مهدى(عج) و تبيين اسلام ناب محمدى(ص)، مردم گمان مىكنند كه آن حضرت دين جديد آورده است.
البته مخفى نماند كه مهجورماندن اسلام بدين معنا نيست كه در جهان اسلام، درس تفسير، فقه و اخلاق بهطور كامل تعطيل مىشود. بلكه ظاهر اين است كه هر گروهى، قرآن را به رأى خود و براساس مسلك و مذهب خود تفسير مىكند و هر فقيهى براساس قياس و استحسان، آنگونه كه جامعه مىپسندد، حكم مىكند؛ چنانكه امروزه عدهاى از مسلمانان، گروه ديگرى را با مواد منفجره مىكشند و متأسفانه اين عمل را باعث تقرب خود به خدا مىدانند و حال آنكه قرآن كريم با صراحت مىفرمايد: وَ مَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزٰاؤُهُ جَهَنَّمُ خٰالِداً فِيهٰا ؛ «و هركس،فرد باايمانى را از روى عمد به قتل برساند، مجازات او دوزخ است». (نساء: 93) همچنين فرقههايى پيدا شده است كه بسيارى از مسلمانان را مشرك مىدانند و بعضى از فقيهان خودفروخته و مزدور آنان، ريختن خون ديگر مسلمانان را مباح مىشمارند. خلاصه اينگونه احكامى كه در اسلام بدعتگذارى شده است و با اسلام واقعى ارتباطى ندارد، كم نيست. با چنين وضعى، طبيعى است كه با ظهور حضرت مهدى و گسترش حكومت او در تمامى نقاط زمين، عدهاى خيال كنند كه ايشان دين جديد آورده است.
غربت دوباره اسلام
در كتاب «غيبت نعمانى» فصلى وجود دارد با عنوان: «حضرت قائم مردم را دعوت جديد مىكند و اسلام همانگونه كه در ابتداى ظهور آن غريب بود، مجدداً به غربت كشيده مىشود». 2 در آنجا شش روايت در اينباره نقل شده است؛ براى نمونه روايتى است از ابوبصير كه ايشان مىگويد: