231
3. استغاثه به حضرت مهدى(عج)
از ديگر وظايف ما شيعيان در زمان غيبت اين است كه با توجه به مقام و منزلت امام، بايد در مواقع اضطرار و پريشانى، بدان حضرت استغاثه كنيم و از ايشان كمك بگيريم. در مباحث گذشته 1 اشاره كرديم نه تنها استغاثه با توحيد منافاتى ندارد، بلكه افراد زيادى در طول تاريخ اسلام با توسل به اهل بيت(عليهم السلام)، به خواستهشان رسيدهاند كه خود بروز كرامات و دادرسى از بيچارگان، دليل واضحى براى اثبات وجود حضرت مهدى(عج) است.
پيشتر اشاره كرديم كه در رجال كشى 2 نقل شده است: رميله 3 كه از اصحاب اميرمؤمنان(ع) است، مىگويد:
تب شديدى بر من عارض شد. چون روز جمعه احساس كردم مقدارى سبكتر شدهام و تبم كاهش يافته است، با خود گفتم: چيزى بهتر از اين نيست كه غسل كنم و به نماز جمعه كه به امامت حضرت على(ع) برگزار مىشود، بروم. اين كار را انجام دادم و به مسجد رفتم. اما همين كه حضرت شروع به ايراد خطبه كرد، تبم شديد و حالم دوباره دگرگون شد. حضرت بعد از نماز، هنگام خروج از مسجد، متوجه من شد و فرمود: «چرا ناراحتى، چه شده؟» وضع بيمارى خودم را برايش بازگو كردم. حضرت فرمود: «مؤمنى نيست كه مريض شود و محزون گردد مگر اينكه ما نيز مريض و محزون مىشويم و مؤمنى نيست كه دعا كند، مگر اينكه ما براى او آمين مىگوييم و از خداوند، استجابت دعاى او را خواستار مىشويم و مؤمنى نيست كه ساكت و خاموش باشد مگر اينكه ما براى او دعا مىكنيم». عرض كردم: «آيا اين لطف شما تنها شامل حال كسانى مىشود كه در اين شهر به سر مىبرند؟ يا شامل همه اهل ايمان است؟» حضرت فرمود:
«يا رُمَيْلَةُ، لَيْسَ يَغِيبُ عَنّا مُؤمِنٌ فِي شَرْقِ الْاَرْضِ وَلا فِي غَرْبِها» ؛ «اى رميله! هيچ مؤمنى در شرق و غرب زمين نيست كه از ديدگاه و منظر ما مخفى باشد».