153كردند، اما او را نشناختند. 1 امام صادق(ع) فرمود:
«انّ في القائم سنةٌ من يوسف». 2يوسف با برادران دادوستد كرد. ولى او را نشناختند تا موقعى كه يوسف فرمود: أَنَا يُوسُفُ وَ هٰذٰا أَخِي ؛ «من يوسفم و اين برادر من است» (يوسف: 90). پس چه مانعى دارد كه خداوند، حجت خود را از ديدگان پنهان كند.
همچنين شيخ صدوق به غيبت حضرت موسى(ع) اشاره مىكند و رواياتى را دراينباره نقل مىكند؛ براى نمونه به نقل از «عبدالله بنسنان» مىنويسد كه امام صادق(ع) فرمود: «در قائم(ع) سنتى از موسىبنعمران(ع) است». به ايشان عرض كردم: «سنت او از موسىبنعمران چيست؟» فرمود: «پنهانى ولادتش و غايبشدن از قومش». عرض كردم: «موسى چه مقدار از قوم خود غايب شد؟» فرمود: «28 سال». 3
امام صادق(ع) فرمود: بعد از موسى(ع)، يوشعبننون، امر نبوت و خلافت را به دست گرفت و ائمه پس از ايشان تا زمان داود(ع) به مدت چهارصد سال پنهان بودند و آنها يازده نفر بودند. البته پيروان آنان مىتوانستند به نزد آنها بروند و دستورهاى دينى خود را از آنها بگيرند تا آنكه نوبت به آخرين آنها رسيد و او غايب شد و پس از ظهورش، بشارت به داود داد.
حضرت داود(ع) به فرمان الهى، سليمان را جانشين خود معرفى كرد. رسولخدا(ص) دراينباره فرمود:
ثُمَّ أَخْفَى سُليمانُ بَعدَ ذَلك أَمرَه وَ تَزوَّجَ بِامْرأةٍ وَ اسْتُتِر مِنْ شِيعَته ما شاءَ اللهُ أن يَسْتَترِ... .