151هفتم، استلام حجر كردم و دعاى آن را خواندم: «
امانَتي ادَّيْتُها وَمِيثاقي تَعَاهَدْتُهُ لِتَشْهَدَ لي بِالمُوافاةِ»؛ «اين امانت و پيمان من است با تو، تا در موقعش به آن شهادت دهى». آنگاه مولايم صاحبالزمان را ديدم كه بر در خانه كعبه ايستاده بود و من با حالى پريشان به نزد ايشان رفتم. حضرت به چهره من نگاه كرد و فرمود: «چرا در باب غيبت، كتابى تأليف نمىكنى تا اندوهت زايل شود؟» عرض كردم: «يا بن رسول الله! رسالههايى تأليف نمودهام». [اشاره به اينكه در خلال مباحث و تأليفات، در اين موضوع نيز بحث كردهام] حضرت فرمود: «كتابى مستقل درباره غيبت بنويس و غيبتى را كه براى بعضى از انبيا رخ داده است در آن كتاب متذكر شو».
شيخ صدوق در ادامه مىنويسد:
وقتى بيدار شدم تا طلوع فجر به دعا و گريه پرداختم و چون صبح دميد به تأليف اين كتاب مشغول شدم».
غيبت انبيا و اوصيا(عليهم السلام)
مناسب است خلاصهاى از بحث شيخ صدوق درباره موضوع غيبت را در اينجا بيان كنيم. شيخ صدوق(رحمة الله) در بخشى از اين كتاب به نقل رواياتى مىپردازد كه درباره غيبت بعضى از انبيا و اوصياست؛ مانند حضرت ادريس(ع) كه طاغوت زمان قصد كشتن او را مىكند و ايشان حدود بيست سال از ديدگان غايب مىشود. همچنين حضرت نوح(ع) كه از امام صادق(ع) روايت شده است:
«لمّا اظهر الله تبارك و تعالى نبوة نوح(ع)...» ؛ «زمانى كه خداوند متعال نبوت حضرت نوح(ع) را آشكار كرد...». از اين بيان معلوم مىشود كه مدتى حضرت نوح در خفا به سر مىبرده است. 1
حضرت صالح نيز مدتى از ميان قوم خود غايب شد. حضرت ابراهيم(ع) نيز مدتى پنهان بوده است؛ همانگونه كه امام صادق(ع) فرمود: