136
توسل به اهلبيت پيامبر(ص) در منابع اهلسنت
موضوع توسل در منابع روايى شيعه به قدرى روشن است كه نياز به نقل احاديث آن نيست. بلكه مهم بررسى اين موضوع از ديدگاه اهلسنت و روايات آنان است.
در «تفسير نمونه» 1 از كتاب «وفاءالوفاء» تأليف دانشمند معروف سنى «سمهودى» نقل شده است كه مددگرفتن و شفاعتخواستن از پيامبر(ص) و مقام ايشان، همواره جايز است؛ هم پيش از خلقت، هم بعد از تولد و هم بعد از رحلت ايشان. سپس به توسل آدم ابوالبشر به پيامبر اكرم(ص) اشاره مىكند و از «نسائى» و «ترمذى»، دو دانشمند معروف اهلسنت، براى جواز توسل حكايتى را نقل مىكند كه نابينايى از پيامبر براى شفاى بيمارىاش درخواست دعا كرد و حضرت فرمود اينگونه بگو: «
اللّهُمَ إنّي اسْئَلُكَ وَاَتَوَجَّهُ اليكَ بِنَبِيّكَ مُحَمَّدٍ نَبي الرَّحْمَةِ يا مُحَمَّدُ انّي تَوجَّهتُ بِكَ الَى اللهِ رَبّي في حاجَتي لِتَقْضِيَ لِي»؛ مضمون دعا اين است كه يا رسول الله ما به تو روى آوردهايم براى رفتن بهسوى خدا درباره قضاى حاجاتمان.
همچنين سمهودى اضافه مىكند كه شخصى در زمان خلافت «عثمان»، يعنى بعد از رحلت پيامبر(ص)، آمد كنار قبر پيامبر و با همان جملات قبل
(اللّهُمَ إنّي اسْئَلُكَ وَاَتَوَجَّهُ إليْكَ بِنَبِيِّكَ...) به حضرت توسل يافت و مشكل او حل شد. نويسنده مذكور 26حديث در اين رابطه نقل مىكند و حتى در بعضى از آنها از امام شافعى پيشواى معروف اهل تسنن نقل مىكند كه به اهلبيت پيامبر(عليهم السلام) توسل مىجسته و چنين مىگفته است:
آلُ النَّبِى ذَريعَتى وهُمْ الَيهِ وَسيلَتى
أرْجُو بِهِم أعطى غَداً بِيَدِ الْيَمين صَحيفَتى 2
و نيز از «تفسير روحالمعانى» تأليف «آلوسى» كه از مفسران معروف و مشهور اهلسنت است نقل شده است كه ايشان بعد از بحثى طولانى در موضوع توسل