218بازارها تعطيل شد و مرثيههايى درباره او خوانده شد. او چهارصد شاگرد داشت كه اينان يك سال عزادارى كردند و عمامهها را از سر- به عنوان احترام - تا يك سال برداشتند. اين شاگردها در سطح شهر، به حالت دستهجات به حركت در آمدند و نوحهسرايى مىكردند و با صداى بلند به عزادارى مىپرداختند.
و دربارۀ تشييع جنازه عبدالمؤمن (متوفاى 346ه .ق) نيز مىنويسد:
فغشينا اصوات طبول، مثل ما يكون من العساكر حتّى ظنَّ جمعنا أنّ جيشاً قد قدم. 1
صداى زدن طبلها هر صدايى را تحت الشعاع قرار داده بود، همانند آنچه در ارتش انجام مىگيرد (مارش عزا). سر و صدا آنچنان بود كه ما گمان كرديم لشكرى آمده است.
و در مورد مرگ ابنجوزى مىنويسد:
وباتُوا عند قبره طول شهر رمضان يختمون الختمات بالشمع والقناديل... و اصبحنا يوم السبت عملنا العزاء و تكلمت فيه و حَضَر خلق عظيم و عملت فيه المراثى. 2
در كنار قبر او، تمامى ماه رمضان را ماندند و چندين قرآن ختم كردند و به همراه خود، شمع و قنديل آورده بودند. چون شنبه صبح شد، مراسم عزادارى به پا داشتيم و سخنرانان، سخن گفتند و جمع بسيارى شركت كردند و مرثيهخوانى انجام شد.