205هيثمى نيز بعد از نقل روايت مىنويسد :
رواه الطبرانى وفيه على بن جميل الرقى وهو ضعيف. 1
اين روايت را طبرانى نقل كرده و در سند آن، على بن جميل رقى است و او ضعيف است.
ابنحبان پس از نقل دو روايت، در اينباره مىنويسد:
وهذان خبران باطلان موضوعان لا شكّ فيه ، وله مثل هذا، أشياء كثيرة يطول الكتاب بذكرها. 2
شكى نيست كه اين دو روايت باطل و ساختگى است. روايات بسيارى همانند آن وجود دارد كه با ذكر همه آنها، كتاب ما طولانى خواهد شد.
ابنحجر عسقلانى و شمسالدين ذهبى نيز پس از نقل روايت مىگويند: « هذا باطل، والمتهم به حسين» 3؛ «اين روايت باطل است و متهم به آن حسين است».
ابنكثير دمشقى سلفى نيز در اينباره مىگويد:
فإنّه حديث ضعيف فى إسناده من تكلم فيه ولا يخلو من نكارة، والله أعلم. 4
اين حديث ضعيفى است و در سند آن، كسى است كه درباره او سخنها گفته شده و سخن او از منكرات خالى نيست و خداوند داناست.
نخستين بار، اهل كتاب عمر را فاروق ناميدند. محمدبنسعد در الطبقات الكبرى، ابنعساكر در تاريخ مدينۀ دمشق، ابناثير در اسدالغابه و محمدبنجرير طبرى در تاريخش مىنويسند :
قال ابنشهاب بلغنا أن أهل الكتاب كانوا أول من قال لعمر الفاروق وكان