167اهميت نمىدادند. ازاينرو، سخنان حضرت در زمان خود حضرت، حفظ مىشد. هنگامىكه حضرت خطبه مىخواند، تعدادى تندنويس فرموده ايشان را تماماً مىنوشتند. بدينترتيب، در زمان خود حضرت، از كلام و خطبههاى ايشان كتابهايى تدوين شد و اميرمؤمنان(ع) برخلاف ساير خلفا، نوشتن حديث را ممنوع نمىكرد. از جمله كسانى كه به نوشتن خطبههاى حضرت همت گماشتند، عبارت بودند از:
الف) «زيد بن وهب جهنى» كه در بسيارى از مجامع، همراه اميرمؤمنان(ع) بود و خطبههاى حضرت را جمعآورى و در كتابى كه در ظاهر نخستين كتاب تأليف شده او از فرمايشهاى حضرت على(ع) بود، گردآورى مىكرد. نام اين كتاب «خطب اميرمؤمنان(ع) على المنابر فى الجمع و الاعياد و غيرها» است.
ب) «حارث اعور همدانى كوفى» كه از علاقهمندان امام بود. وى بعضى از خطبههاى حضرت را هنگام سخنرانى مىنوشت.
ج) «اصبغبننباته مجاشعى» كه از اصحاب خاص اميرمؤمنان(ع) بود. او عهدنامه مالك اشتر و وصيت امام به محمد حنفيه را نقل كرده است. به وى گفتند چه شد كه به اين مقام از فصاحت و بلاغت دست يافتى؟ گفت صد خطبه از خطب اميرمؤمنان(ع) را حفظ كردم و به اينجا رسيدم كه ملاحظه مىكنيد.
د) اصحاب ديگر حضرت همچون «كميلبنزياد نخعى»، «نوف بكالى» و ديگران، قسمتى از سخنان حضرت را شنيده، حفظ كرده، عيناً براى مردم نقل كردند.
ه) «مسعودى» در كتاب «مروج الذهب» درباره خطبههاى امام مىگويد: «مردم چهارصد و هشتاد و چند خطبههاى امام را حفظ كردهاند». 1 كه اين مقدار خطبه، دو برابر خطبههايى است كه در نهجالبلاغه موجود است. 2