35و مطرود است. ملّت غير مهاجم و غير متجاوز از فيض عدل الهى برخوردار است و مسلمانان موظّفاند كه عدل و قسط را نسبت به آنها اعمال نمايند. جريان الهى بودن مطلب با تدبير درست آن به لحاظ دنيا و آخرت انجام خواهد شد و از مسئوليّت ديگران بيرون است، مخصوصاً آنچه به صحنه معاد برمىگردد كه در آن هر مثقال ذرّهاى حساب خاصّ خود را خواهد داشت و چون هر ملّتى مقدساتى دارد كه نزد آنها محترم است و هيچ اختصاصى به موحّد يا ملحد ندارد بايد از سبّ و هتك آنها پرهيز نمود؛ زيرا گذشته از آنكه يك ظلم روانى است، از جهت حقوقى نيز با دشوارى جامعه مواجه خواهد شد؛ لذا قرآن مجيد از آنها نهى كرد: وَ لاٰ تَسُبُّوا الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ فَيَسُبُّوا اللّٰهَ عَدْواً بِغَيْرِ عِلْمٍ كَذٰلِكَ زَيَّنّٰا لِكُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ ثُمَّ إِلىٰ رَبِّهِمْ مَرْجِعُهُمْ فَيُنَبِّئُهُمْ بِمٰا كٰانُوا يَعْمَلُونَ . (انعام، 8) فحش و بدگويى به بتها كه معبود مشركان است تحريم شد، براى اينكه مبادا مشركان، معبود مؤمنان؛ يعنى خداى سبحان را جاهلانه سبّ كنند و راز غير علمى بودن سبّ خدا آن است كه اينان به گمان كاسد خود خدا را قبول داشتند و راز عبادت آنها نسبت به بتها اين بود كه اصنام و اوثان اهل شرك را به خدا نزديك و براى آنها نزد خدا شفاعت مىنمايند، به هر تقدير توجيه ناروايى براى خود در بدگويى به خداى سبحان دارند. آنچه در ذيل آيه ياد شده آمد، قانون عام را در بردارد كه شامل هر سه حوزه