78
پنجاه و سه - قَوْرا
يكى از دهستانهاى اطراف كوفه بود كه نهر سورا در آن جريان داشت. 1
پنجاه و چهار - كُوَيفه عمرو (كويفه ابن عُمَر)
اين لغت، تصغير كوفه و به معناى تپه كوچك رملى است كه نزديك كوفه واقع شده بود. بعضى آن را منسوب به عمرو بن قيس از قبيله ازْد مىدانند كه خسرو پرويز آن را در مقابل پذيرايى به وى بخشيد. همچنين بعضى آن را منسوب به عبدالله بن عمربن خطاب مىدانند كه پس از كشتن دختر ابولؤلؤ وهرمزان به آن پناهنده شد. 2
البته بدين ترتيب، صحيح آن است كه فرزند عمر را عبيدالله بدانيم نه عبدالله؛ زيرا عبيدالله بود كه در اثر خشمى كه از ضربت خوردن پدرش به او دست داده بود، اقدام به آن جنايات كرد.
پنجاه و پنج - لِسان
لسان به معناى زبان، نام عمومى بخش وسيعى از بيابانهاى بين النهرين (دجله و فرات) بوده كه همچون زبان، داخل در سبزهزارهاى اطراف فرات شده بود. سرزمين كوفه در بخشى از اين ناحيه بنا شد و پس از آن، بخش جنوبى كوفه را لسان ناميدند. 3
پنجاه و شش - لَعْلَع
يكى از منازل بين كوفه و بصره و در جنوب كوفه كه تا بصره 160 ميل و تا كوفه 165 ميل راه فاصله داشته است. 4 از اين ناحيه در جريان بسته شدن راههاى ورودى كوفه به وسيله عبيدالله بن زياد، نام برده شده است. 5