165پس از علامتگذارى چهار طرف صحن، دور آن را خندقى كشيدند تا قبايل، خانههاى خود را پشت آن بنا كنند و به مركز شهر تجاوز نكنند. 1 گرچه پس از مدت كوتاهى، عُمر قسمتهاى زيادى از اين مركز را به افراد مختلف براى خانهسازى بخشيد. از اينجاست كه منابع تاريخى با ريشه لغوى كلمه صحن هماهنگ مىشود؛ زيرا دور تا دور اين مركز را بنيانها و ساختمانهاى مردم كوفه فراگرفته بود.
از آنچه گفته شد اين نتيجه به دست مىآيد كه صحن را نمىتوان به عنوان ميدان اصلى شهر به حساب آورد؛ زيرا ميدان به مكان گسترده باز اطلاق مىشود، در حالىكه در صحن ساختمانهاى فراوانى ساخته شده بود.
ب) رحبه (رحبة عليّ و رحبة الصَيارف)
در اين مبحث مىتوان لغت «رَحبه» را معادل ميدان بهكار برد. «رحبه» كه بعدها به مناسبت جاى دادن خانه ساده حضرت على(عليه السلام) در خود به نام «رحبعلى(عليه السلام)» نامگذارى شد، فضاى وسيعى بود كه در سمت جنوب غربى مسجد جامع و غرب قصر دارالاماره قرار داشت و در حقيقت، ديوار جنوبى مسجد و ديوار غربى قصر به آن شكل مىدادند. به عبارت ديگر، اين مكان باز، حريم اين دو بنيان اصلى شهر شمرده مىشد. 2
به نظر مىرسد كه اجتماعات اصلى مردم شهر در اين مكان انجام مىگرفته است، بهخصوص با توجه به اينكه درِ اصلى قصر و گنبد طمار، بر اين ميدان مسلط بوده است.
در بعضى از گزارشهاى تاريخى، سخن از رحبهاى ديگر به نام «رحبة الصيارف» به ميان آمده است كه با دقت در اين گزارش درمىيابيم كه اين