119وظايف حكومت اسلامى از صدر اسلام به حساب مىآمدهاست. 1 گزارشهاى تاريخى چندى نيز اين نظارت را در دوران محل بحث ما اثبات مىنمايد كه در ذيل به برخى از آنها اشاره مىشود:
يك- در بخش قبل، روايتى كه بيانگر نظارت حضرت على(عليه السلام) بر بازارهاى مختلف كوفه بود، ذكر شد.
دو- شخصى به نام ابوسعيد مىگويد:
حضرت على(عليه السلام) سوار بر قاطر پيامبرخدا(صلى الله عليه و آله) شد و در حالىكه من او را همراهى مىكردم به محل ماهىفروشان (در بازار) رسيديم. حضرت(عليه السلام) آنان را به دور خود جمع كرد و فرمود: «مىدانيد براى چه شما را جمع نمودم؟» گفتند: «خير». فرمود: «[براى اين شما را جمع نمودم كه به شما بگويم]، از خريد و فروش جِرّيث (نوعىمارماهى) و مارماهى و ماهى كه در آب مرده باشد، خوددارى كنيد». 2
روايتى ديگر نزديك به اين مضمون، نقل شده است كه در آن همراهان آن حضرت، «شرطةالخميس؛ نيروهاى انتظامى» ذكر شدهاند، در حالىكه در دست آن حضرت تازيانهاى بوده است. در اين روايت از تنبيه فروشندگان ماهىهاى حرام توسط على(عليه السلام) سخن به ميان آمده است. 3
سه- طبق نقلى حضرت على(عليه السلام) در حالىكه والى بود، به تنهايى در ميان بازار راه مىرفت و اشياى پيدا شده را معرفى مىنمود (تا صاحبانش را بيايد) و هرگاه به فروشنده و بقال برخورد مىكرد، قرآن را باز نموده (و به عنوان نصيحت) اين آيه را تلاوت مىفرمود:
تِلْكَ الدّٰارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهٰا لِلَّذِينَ لاٰ يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لاٰ فَسٰاداً وَ الْعٰاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ (قصص: 83)