99پس از قرآن مىشمارند 1، غير قابل باور مىسازد و پذيرفتن كتابى فراتر از بخارى را غيرمنطقى و ناممكن مىدانند!
2. ناسازگارى با اعتقاد وهابىها
ناسازگارى روايات كافى با مبانى اعتقادى آنان يكى ديگر از انگيزههاى اشكالات وهابىها بر اصول كافى(بهويژه كتابالحجّه) است؛ زيرا آنان كافى را بهخاطر ظاهر عناوينى چون: «أئمه وَجهُالله» 2، «عَينُالله» 3، «اسماء حسناء» 4، چون معبودهاى يونان 5، مُحرِّم ومحلِّل اشياء 6، اسماءالله 7، فراتربودن مقام امامت از نبوت 8، معين بودن تعداد امامان 9، معصوم بودن آنها 10 و...؛ كه همه را منافى با مبانى اعتقادى خويش (كه براى توحيد وشرك مفهوم خاصى ساختهاند) مىپندارند، منحرف و ترويجكننده اين اعتقادات مىشمارند.
3. مذمت صحابه در كافى
مهمترين انگيزه كه بهنظر مىرسد خشم آنان را نسبت بهاين كتاب بر انگيخته است، ظواهر برخى روايات كافى در مذمّت و طعن صحابه (به باور آنها) است؛ زيرا درآثار اين