332سوداء 1 يا «حَبَشيه» 2 يهودى مسلمان شده، رهبر و طرّاح فرقه «سبئيه» 3، ياد مىگردد و از او بهعنوان شخصيت جدّاً عجيب، داراى نيروى خارق العاده، پيچيده،... نام برده مىشود 4، ولى مرجع همه آنچه در منابع شيعه و سنى آمده و از اين داستان سخنها راندهاند، محمّد بن جرير طبرى (م310ق) در تاريخ طبرى است؛ وى در حوادث سال 35هجرى همزمان با شورشهاى مردمى عليه بىعدالتىهاى دستگاهِ عثمان بن عفّان، براى اينكه براى قيام مردم، ريشه غير مردمى و غيراسلامى بتراشد، اين اسطوره را از سيف بن عمر نقل مىكند و مىگويد: « كان عبداللهبنسبأ يهوديّاً من أهل صنعاء، امُّهُ سَوداء، فأسلَمَ زمان عثمان، ثم تَنَقّل في بلدان المسلمين، يحاول ضلالتهم، فبدأ بالحجاز، ثُمَّ البَص-رة، ثم الكوفة ثم الشّام ...».
سپس بهمصر رفت و مردم مصر را عليه عثمان شوراند... . 5 ابن عساكر همين متن طبرى را مىآورد و او را از غلات رافضه مىخواند. 6
برخى ديگر او را «عبداللهبن وهب الراسبىالهَمدانى» يهودى اهل صنعاء مسلمان شده در ايام عثمان از مادرى بهنام حَبَشِيه، مىشمارد 7. بعضى ديگر او را از زبان على(ع) عبدالله الشيبانى معرفى مىكند كه حضرت در مورد او فرمود: «در روزگار، سه نفر دروغگو وجود دارد و تو يكى از آنها هستى» 8 . گروه چهارم، عماربنياسر صحابى