322پيرامون آن، بيش از پنجهزار و پانصد صفحه كتاب در قالب يازدهمجلد از مجموعه «الغدير» 1را بهخود اختصاص داده است، و مؤلف آن با پژوهش وسيع خويش ضمن يادآورى آيات قرآن كريم، راويان اين حديث را از قرن نخست تا چهاردهم بهطور مستقل و با ذكر تمام ويژگىهايشان از منابع اهلسنت استخراج نموده است كه 110 صحابى و 84 تابعى و 36 حافظ و ائمّه اخبار، از اين حديث شريف گزارش نمودهاند، چه اينكه با اشاره بهاسامى و نمونههايى از سرودههاى شعراى قرنهاى يك تا چهاردهم و كتابهايى كه در اين خصوص تدوين شده (همانند غديريهها) و يا از غدير بحث بهميان آورده و بررسى ديدگاههاى موافق و مخالف، همت بلند و خدمت شايستهاى از خود بهنمايش گذارده است.
البته با وجود كتابالغدير، بحث از غدير و حديث آن، اضافى خواهد بود، ولى براى اينكه هيچ ترديدى براى اهل انصاف و تحقيق باقى نماند، حديث غدير را از برخى منابع اهلسنت نقل مىگردد:
1. ابن ابىشيبه(م235ق)، روايت را مفصلترمىآورد: «...عنعديبنثابت، عنالبراء قال: كُنّا مع رسول الله(ص) في سفر؛ قال: فنزلنا بغديرخم، قال: فنووي: الصلاة الجامعة 2، و كَسَحَ لِرسولالله(ص) تحت شجرة فصلّى الظهر فأخذ بِيَدِ عَلِيّ، فقال:«ألستُم تَعلمون أنّي أولى بالمؤمنين مِن أنفسهم» قالوا: بَلى، قال:«ألستُم تعلمون أنّي أولى بكُلِّ مُؤمنٍ من نفسِهِ» قالوا: بَلى، قال: فأخذ بِيَدِ عَلِيٌّ، فقال:«أللّهم من كنتُ مولاه فعلّي مولاه، اللّهم والِ من والاه وعادِ من عاداه»، قال:« فلقيه عُمَر بعد ذلك فقال: هنيئاًَ لكَ يا ابنأبيطالب، أصبحتَ و أمسيتَ مولى كُلّ مُؤمن و مؤمنة» 3، همين