269(ابنحجر) مراد از «جمع» حفظ نمودن در سينه است» 1 نه در مصحف؛ قفارى نيز با استناد بهكلام ابنحجر، روايت محمدبنسيرين را ضعيف دانست.
ارزيابى و نقد اشكالات
پاسخ اشكال اوّل: دركلام نويسندگان ياد شده حديث، بهخاطر اشعث، بدان جهت كه جز او كسى حديث را نقل نكرده و او ضعيف است، ناتمام و غير قابل استناد مىدانند، درحالىكه اوّلاً : مقصود از اشعث 2، اشعث بنسوّار 4452 الكندى النجّار است، و تضعيف او مورد اتفاق نيست؛ ابواحمد بنعدى مىگويد: «هرچند نسبت بهبرخى رواياتى كه اشعث بن سوّار از مشايخ خود گزارش مىكند، مخالفت شده ولى فىالجمله يكتَب حَدِيثُه» 3. بزّار مىگويد: « لانَعلمُ أحداً ترك حديثه إلّا من قليل المعرفة » 4 بنابراين تضعيف اشعث اجماعى نيست.
ثانياً: راوى اين حديث، از محمّدبنسيرين تنها اشعث نيست بلكه همانگونه كه اشاره شد، روايت را يزيدبنهارون و او از ابنعون و وى از محمّد بن سيرين 5؛ و اسماعيلبن ابراهيم، وى از ايوب و او از ابنعون ازمحمّدبن سيرين 6؛ اسماعيلبنعُلية او از ايوب السختيانى از محمّدبنسيرين 7 بازگو نمودهاند.
ثالثا ً: مضمون روايت محمّدبنسيرين از طريق عبدخير و عكرمه كه هر دو مورد تأييد رجال شناسان اهلسنتاند، نَقل شده است؛ بنابراين منقطع بودن روايت محمّد، مرتفع مىگردد، چه اينكه سيوطى بعد از كلام ابنحجر، تصريح مىكند: « قلتُ: قد وَرَدَ