237احمدبن مهران قرار دارد؛ او گرچه از مشايخ كلينى است ولى ضعف دارد 1 هرچند كه وحيد بهبهانى در ترجمه كلينى بر اين شخص اعتماد كرده است 2. محمدبن الفضيل همانگونه كه اشاره شد مورد اعتماد نيست؛ از اين رو مجلسى سند روايت را ضعيف مىشمارد؛ 3 اما دلالت روايت 58، با نگاهِ بهمباحث گذشته، تأويل يا تنزيل است 4؛ گويا امام(ع) بنا دارد قصص و امثالى كه خداوند براى امتهاى گذشته آورده براى اندرز بهامت اسلامى گوشزد نمايد و رسولالله(ص) بارها اهلبيت(عليهم السلام) را به« باب حِطّة » در بنىاسرائيل تشبيه كرده است، يعنى همانگونه كه آنها از دستور خدا سرپيچى كردند و دچار عذاب گشتند، امت اسلامى نيز در مورد ولايت على(ع) دچار انحراف شدند 5و حتى در برخى از روايات على(ع) به تنهايى بهباب حطّه بنىاسرائيل تشبيه شده است: « عليبن ابيطالب باب حِطّةٍ، من دَخَل منه كان مؤمناً، ومن خَرَج منه كان كافرا » 6.
- روايت 59 7 كه آيه 168و170سوره نساء را تفسير مىكند؛ اوّلاً : چون تفسير آيه است متن قرآن نيامده است 8، و در تفسير لازم نيست نص كلمات آورده شود.