212
الدفّتين، فإنَّه باقٍ على الحالة الّتي وضع بين الدفّتين في عص-ر عثمان، لم يلحقه زيادة ولا نقصان، بل المراد الكتاب الالهي المُنزَل » 1.
دوم اينكه علّامه تهرانى مىگويد من از محدّث نورى شفاهاً شنيدم كه مىگفت: «قرآن فعلى هرگز دچار تغيير و دگرگونى نشده است، وكتاب فصلالخطاب برخلاف ميل من بهاين اسم انتشار يافت و هدف من اين بود كه كتاب به: « فصلالخطاب فيعدم تحريفالكتاب » 2نامگذارى شود و درآن مىخواستم بگويم كه بعضى از وحى مُنزَل، ساقط شده 3، نَه اينكه قرآن فعلى دچار دگرگونى گرديده است؛ از اين رو، مىتوان اسم آن را « القول الفاصل في إسقاط بعضالوحي النّازل » گذاشت 4.
بنابراين، انتشار فصلالخطاب بهاين عنوان و با اين محتوا، مورد رضايت خود محدّث نورى هم نبوده است و شايد نورى مىخواسته آنچه را تبيين كند كه ابنقتيبه(م276ق) در مورد آيه رجم و رضاع كه عمربنالخطاب وعايشه معتقد به آنها بودند، بيان كرده است: «و يجوزُأن يكون أنزله (آيۀ رجم و رضاع) وَحياً إليه كما تَنَزّل عليه أشياء من أمورالدِّين ولايكون ذلك قرآناً، كتحريم نكاح العمّة على بنت أخيها، والخالة على بنت أختها» 5.