165
لايُضِلُّ، وَالمُحَدِّثُ الَّذِي لايَكذِبُ»؛ «آگاه باشيد، همانا اين قرآن پنددهندهاى است كه نمىفريبد، و هدايتكنندهاى است كه گمراه نمىسازد، و سخنگويى است كه هرگز دروغ نمىگويد» 1. ابنابىالحديد، نقشعلى(ع) نسبت بهقرآن را چنين تصوير مىكند: «إتَّفقَ الكُلّ عَلَى أنّه كانَ يَحفَظُ القرآنَ عَلَى عَهد رسولالله(ص)، و لم يَكن غيره يَحفظه، ثُمَّ هُوَ أوّل مَن جَمَعَهُ» 2. در صفين وقتى ديد قرآن دستآويز حيلهگران واقع شده وروى نيزهها رفته، فرمود: «فإنّي إنّمَا قاتَلتُهُم ليَدِينُوا بحكم هذا الكتاب، فإنّهم عَصَوُا اللهَ عزّوجَلَّ فيمَا امَرَهم و نسُوا عَهدَه، و نَبَذُوا كتابه» 3.
-امامحسنبنعلى(ع) حقيقت همين قرآن موجود را اينگونه بيان مىدارد: « إنَّ هَذا القرآنَ فيه مَصابيحُ النُّورِ، و شِفاءُ الصُّدورِ، فليُجلِ جالٍ بضَوئِهِ وليُجلم الصّفة قَلبَه ؛...» 4؛ در فراز ديگر مىفرمايد: « مَا بَقِيَ من هذه الدُّنيا بقية غيرهذا القرآن فاتَّخذُوهُ إماماً، وإنَّ أحَق الناسِ بالقُرآنِ مَن عَملَ بهو إن لم يحفظه... » 5؛ در صلحى كه با معاويه بهاجرا مىگذارد، در نخستين بند آن مىآورد كه حكومت بهمعاويه واگذار مىگردد، مشروط بهاينكه وى بهكتابخدا و سنّت رسولالله(ص) و...، عمل كند. 6
-امام حسينبنعلى (ع) كه در واقع براى نجات مهجوريت قرآن، همۀ هستى خويش