158
مقدمه
كتاب آسمانى آخرين فرستاده خدا يعنى«قرآن» نزد عموم مسلمانان از جايگاهِ بس عظيم و قداست ويژهاى برخوردار است و بههيچ قيمتى نَه بهخود و نَه بهنامحرمان و بيگانگان هرگز اجازه توهين و بىاحترامى نسبت بهكتابش را نمىدهد؛ زيرا هر مسلمان آن را سخن خدايش مىخواند كه توسط جبرئيل امين بر پيامآور «امين» فرو فرستاده شد تا در سايه پيامهاى سازنده و هدايتگرِآن، بشر رهنمون گردد و راه و رسم بندگى و زندگى را فراگيرد. اين كتاب كه از ابتدا تا انتهايش «اعجاز»، «وحى»، «هدايت» و«دانش» است، بيش از 1400 سال، بردل و جان و روان مسلمانان حكومت مىكند و همچنان تا دنيا باقى است عليرغم توطئهها، در قلب آنانجاى خواهد داشت، و هرگز با نقدها از سوى كسى و گروهى، از عظمت و معنويت آن كاسته نخواهد شد.
يكى از بىانصافىهايى كه در مورد اين كتاب الهى روا داشته مىشود، شبهه تحريف و دگرگونى آن است و مرتب اعتقاد بهتحريف آن را بهپيروان مكتب اهلبيت(عليهم السلام) نسبت مىدهند و آنان بهخاطر اين باور نداشته، مورد توهين و مذمّت، قرار مىگيرند؛ از اين رو، هرچند كه اين بحث دامنه وسيعى از جنبههاى تاريخى، حديثى، تفسيرى و ديدگاهها دارد، ولى با توجه بهظرفيت موضوع، در اين بخش شبهه تحريف قرآن، در ارتباط با كتاب كافى مورد بررسى و نقد قرار مىگيرد.