138صفىالدّين عيسى 1، و الشّيخ ابراهيم بنسليمان القطيعى در اجازه روايت بهخليفه شاهمحمود 2، الشّيخ ابراهيم بنسليمان در اجازهنامهاى خود بهالشيخ شمسالدّين محمد (مح915) 3، شهيد ثانى(م966ق) در اجازه خود بهالشيخ ابراهيم بن علىبن عبدالعالى الميسى 4 و اجازه عام از علامه بنىزهره الحلبى 5، و السيد محمدبن الحسين بن محمّدابىالرضا، در اجازهاى براى السيد شمسالدين محمدبن السيد جمال الدين احمد بن ابىالعالى (استاد شهيد) 6 و در اجازه شهيد اوّل محمّدبنمكى براى على بن ابىمحمد الحسن زينالدين بنشمس الدين الحائرى 7 و ديگران؛ هيچكدام عدد 50 كتاب را براى كافى نمىشمارند.
بنابراين، عدد50 كتاب، براى مجموعه كافى نزد فقهاى شيعه مسألهاى شناخته شده نبوده است بلكه سليقههايى مختلف در تنظيم و شمارش عناوين، عدد50 كتاب را ايجاد نموده است.
سه - سليقههاى مختلف در شمارش
ترديدى نيست كه ذوق و سلايق انسانها متفاوت است، و همين ويژگى سبب مىشود كه دستاورد آن نيز متفاوت باشد؛ از اين رو، همواره درطول تاريخ، بهويژه در خلق عناوين علوم و تنظيم آنها، اعمال سليقههايى صورت گرفته كه با سليقه ديگران هرچند از يك خانواده و يك پدر و مادر باشند، كاملاً متفاوت است. شمارش عناوين و كتابهاى كافى، يكى از مسائلى است كه بر پايه سلائق و ذوق خاص، نتيجهاى