136بر رسولخدا و صحابه و نزديكان او، نسبت دروغ بدهند، بهطريق اولى بهشيوخ خويش دروغ خواهند بست! 1
ب) بررسى و نقدِ افزودن بركتابهاى كافى
هرچند كه اشكال ياد شده از سوى وهابىها، از ناهمگونى اظهار نظرها و مدارك خود پيروان مكتب اهلبيت(عليهم السلام)، ناشى شده است؛ ولى در عينحال اين ايراد بركافى وارد نيست وگفتههاى ياد شده، با روح تحقيق و پژوهش سازگارى ندارد:
يك - اظهار نظرهاى متفاوت
شيخ طوسى(م360ق) هنگام گزارش از كتاب كافى، تعداد كتابهاى آن را30 كتاب مىشمارد 2، اما نجاشى (م450ق) تعداد كتابهاى كافى را 31 كتاب نام مىبرد 3، ولى آنچه هسته اصلى اشكال را شكل مىدهد و توجّه منتقدان را بهخود جلب نموده و مورد استناد قرار گرفته 4، سخن ميرزا محمدباقرالموسوى الخوانسارى (م1313ق) در شرح حال كلينى در اجازه نامه سيدحسينبنالسيد حيدركركىالعاملى است، كه همه تصنيفات مرحوم كلينى را بهنقل از ابنقُولويه اجازۀ نقل مىدهد، ودر آنجا مىآورد: « جميع مُصنّفات ومَرويِات الشّيخ الاِمام ثقة الاسلام ابيجعفر محمّدبنيعقوب الكليني الّتي مِن جُملتها كتاب «الكافي» و هو خمسون كتاباً بالأسانيد الّتي فيه لكُلِّ حديث متّصلة بالائمة (عليهم السلام)»، سپس خودش مىگويد: