101
الف) فقدان دانش حديثشناسى در شيعه
يكى از ايرادهايى كه وهابىها بركتاب كافى مىگيرند، عدم حجيت احاديث آن است. هر چند كه اين اشكال بهصورت كلى از سوى ابنتيميه حرانى در پاسخ علامه حلّى طرح شده است، ولى پس از ابنتيميه، نخست توسط ابوزهره در مصر و سپس از سوى وهابىها در عربستان گسترش يافته است.
يك - ابنتيميه(م727ق): اين شخص كه شيعه را دروغگوترين طوايف مىخواند 1، با كمال بىاعتنايى بهمدارك و منابع شيعه، مىگويد: «اين روايات را كدامين ثقه براى شما نقل نمودهاند؟ شما كه آنها را درك نكردهايد و از احوال آنها اطلاعى نداريد و كتابهايى كه بر آنها اعتماد شود و احاديث صحيح را از ناصحيح و رجال سند آنها را بشناساند، نداريد!» 2.
دو - اتّهام بهزبان ديگر: همان نقد ابنتيميه دركتاب «مختصرالتّحفة الاثنىعشرية» بهاين تعبير بيان شده است:«درگذشته شيعيان بهروايات اصحابشان بدون تحقيق و تفتيش از رجال احاديث، عمل مىكردند وكسى نبود در ميان آنها كه رجال اسناد را بررسى و كتاب جرح و تعديل بنويسد تا اينكه قريب سالِ400ق كشّى كتاب مختصرى كه جز بهتحير آنها نيفزود، درعرصه رجالشناسى نوشت وپس از او نجاشى و شيخ طوسى در باب جرح و تعديل سخن گفتند» 3.