98قضات و ساير اشخاص به مراكب و شتران سوار شده، به عرفات عزيمت كردند و در اثناى وقفه به حكم سعود به جاى قاضى مكه، يكى از علماى زنادقه خطبه خوانده و به مكه مراجعت كردند. 1
سعود در معاودت از عرفات، خطيب زاده محمد افندى قاضى مكه را عزل و به جاى او عبدالرحمن التيامى را، كه از علماى زنادقه بود قاضى نصب نمود.
محمد افندى مشاراليه و سعدابك، ملاّى مدينه و عطايى افندى نقيب مكه مكرمه را احضار و در روى يك قاليچه نشانده، عرض بيعت و مصافحه را تكليف نمود و چون مشاراليهم موافق اصول ديانت وهابى
«لا اله إلاّ الله وحده لا شريك له» گفته و پس از مصافحه و بيعت به جاى خود نشستند، سعود محظوظ شده و گفت:
من شما و حجاج قافله شام را، به صالح بن صالح سپردم، صالح مرد امين و آدم خوب من است شتر مِحَفَّه و شتر بار به سيصد قروش و شتر سوارى را براى رفتن شام، يكصد و پنجاه قروش نرخ دادم. عزيمت شما به شام به اين نرخ ارزان براى شما نعمت بزرگى است. در ظلّ عطوفت من مستريحاً برويد.
حجاج سايره نيز به اين منوال آمد و رفت خواهند كرد. اين هم يك نوع عدالت من است در حق شما. به سلطان سليم خان پادشاه آل عثمان، نامه مخصوصى نوشتم و در آن نامه او را ممنوع ساختم كه بر بالاى قبور قبهها بنا و انشا نكنند و به ذبح قرابين 2، اصحاب قبور را توسل ننمايند و آن نامه را به شما خواهم داد كه به سلطان معظم اليه بدهيد. 3اگرچه اين استيلاى وهابيان سه چهار سال دوام كرد وليكن در سال 1227 ه.ق. محمد على پاشاى والى مصر، به شخصه به جده عزيمت كرده و از آنجا به مكه رفته، دو فرقه عسكريه كه يكى را از جده و ديگرى را از مصر فرستاده بود متّحد شده، وهابيان را از مكه اخراج كردند.